تاريخ انتشار: 2016-04-06            بازدید: 327

در حقیقت مهمترین مساله بعد از کتاب خدای عزوجل ، سنت پیامبرش صلی الله علیه و سلم می باشد ، چرا که آن تبیین کننده ی مجملات  و تفسیر کننده ی قرآن  است ... 

فضائل صحابه رضی الله عنهم

د. نایف بن احمد الحمد

در حقیقت مهمترین مساله بعد از کتاب خدای عزوجل ، سنت پیامبرش صلی الله علیه و سلم می باشد ، چرا که آن تبیین کننده ی مجملات  و تفسیر کننده ی قرآن  است ، و یکی از نکته های اساسی در این زمینه ، شناخت افرادی است که این سنت را حفظ کرده و آن را به ما رسانده اند که همان صحابه ی بزرگوار رسول الله صلی الله علیه و سلم باشند ،چرا که به وسیله ی آنها حجت خداوند بر مسلمانان تمام شده و آنها در بهترین قرن بودند و بهترین امتی بودند که برای امر به معروف و نهی از منکر خروج کردند و الله متعال و پیامبرش صلی الله علیه و سلم بر آنها ثنا گفته اند ، خداوند عزوجل می فرمایند : ((محمد [ص‌] پیامبر خداست؛ و کسانی که با اویند، بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند. آنان را در رکوع و سجود می‌بینی. فضل و خشنودی خدا را خواستارند. علامت [مشخصّه‌] آنان بر اثر سجود در چهره‌هایشان است. این صفت ایشان است در تورات، و مثَل آنها در انجیل چون کشته‌ای است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‌های خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد، تا از [انبوهی‌] آنان [خدا] کافران را به خشم دراندازد. خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، آمرزش و پاداش بزرگی وعده داده‌است. )) الفتح: 29 (1)

 

در حقیقت صحابه، نیک قلب ترین و عالم ترین و کم تکلف ترین و هدایت یافته ترین و بهترین این امت بوده که خداوند آنها را برای همراهی پیامبر و اقامه ی دینش انتخاب نموده است ، همانگونه که ابن مسعود رضی الله عنه (2) می فرمایند : دوست داشتنشان از روش نبوی و دعا کردن برای آنها وسیله ی تقرب به درگاه الهی و اقتدا کردن به آنها فضیلت است .))(3) آنها بهترین مخلوقات خداوند بعد از پیامبران علیهم الصلاه هستند ، از ابن عباس رضی الله عنهما نقل شده است که در مورد این آیه ی قرآن ((بگو: «سپاس برای خداست، و درود بر آن بندگانش که [آنان را] برگزیده است.» آیا خدا بهتر است یا آنچه [با او] شریک می‌گردانند؟ )) النمل:59 می گوید : منظور اصحاب محمد صلی الله علیه و سلم می باشند . (4)

 

و سفیان در مورد گفتار خداوند عزوجل که می فرمایند : ((همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دلهایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد.)) می گوید : منظور اصحاب محمد صلی الله علیه و سلم می باشد . (5)

 

از وهب بن منبه رحمه الله در مورد گفتار خداوند عزوجل که می فرمایند : ((به دست فرشتگانی، ارجمند و نیکوکار.)) نقل شده است که گفت : منظور اصحاب محمد صلی الله علیه و سلم می باشد که به کتاب خدا ایمان آورده و به مقتضای آن عمل نمودند . (7)

 

ابن مسعود رضی الله عنه می گوید : خداوند عزوجل به قلوب بندگان نظر افکند، قلب محمد صلی الله علیه و سلم را بهترین یافت ، پس آن را برای خود انتخاب نموده و به پیامبری برگزید ، سپس بعد از محمد به قلوب بندگان نگاه کرد ، پس قلوب یاران محمد را بهترین یافت ، پس آنها را به عنوان وزرای پیامبر انتخاب نمود که برای نصرت دین خدا جهاد می کنند )) (8) .

 

منظور از صحابی در اینجا کسی است که پیامبر صلی الله علیه و سلم را ملاقات کرده ، به او ایمان آورده و بر ایمان مرده باشد .
در در فضل آنها آیات و احادیث زیادی وارد شده است از جمله :

 

خداوند متعال می فرمایند : ((و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار، و کسانی که با نیکوکاری از آنان پیروی کردند، خدا از ایشان خشنود و آنان [نیز] از او خشنودند، و برای آنان باغهایی آماده کرده که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است. همیشه در آن جاودانه‌اند. این است همان کامیابی بزرگ. )) التوبة:100) 

 

و می فرمایند : ((به راستی خدا هنگامی که مؤمنان، زیر آن درخت با تو بیعت می‌کردند از آنان خشنود شد، و آنچه در دلهایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزی نزدیکی به آنها پاداش داد. )) (الفتح:18) 

 

همچنین می فرمایند : ((محمد [ص‌] پیامبر خداست؛ و کسانی که با اویند، بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند. آنان را در رکوع و سجود می‌بینی. فضل و خشنودی خدا را خواستارند. علامت [مشخصّه‌] آنان بر اثر سجود در چهره‌هایشان است. این صفت ایشان است در تورات، و مثَل آنها در انجیل چون کشته‌ای است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‌های خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد، تا از [انبوهی‌] آنان [خدا] کافران را به خشم دراندازد. خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، آمرزش و پاداش بزرگی وعده داده‌است. )) (الفتح : 29) .

 

و دلائلی از سنت :

از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : اصحابم را ناسزا نگویید ، قسم به کسی که جانم در دستان اوست ، اگر یکی از شما به اندازه ی کوه احد ، طلا را انفاق کند ، به اندازه ی انفاق یک یا نصف مد آنها نمی رسد )) (10) و علت برتری انفاق آنها این است که در زمان ضرورت و نیازمندی بوده است ، بر خلاف انفاق غیر از آنها ، همچنین انفاق کردنشان ، برای نصرت و حمایت از پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم بوده که این امر برای نسل های بعدی میسر نیست ، و جهاد و دیگر عباداتشان نیز اینچنین است ، خداوند متعال می فرمایند : ((کسانی از شما که پیش از فتح [مکه‌] انفاق و جهاد کرده‌اند، [با دیگران‌] یکسان نیستند. آنان از [حیث ]درجه بزرگتر از کسانی‌اند که بعداً به انفاق و جهاد پرداخته‌اند))  (الحدید:10) ، علاوه بر این امتیازات ، شفقت  ، مهربانی ، خشوع ، تواضع ، ایثار ، جهاد در راه خدا و .. هم که در آنها بوده است در نظر است .

 

فضیلت همراهی با پیامبر صلی الله علیه و سلم اگرچه هم یک لحظه باشد با هیچ عملی قابل قیاس نبوده و هیچ درجه ای به آن نمی رسد ، و فضائل را نمی توان اندازه گرفت ، آن فضل الهی است به هر کسی که بخواهد می دهد .(11).

 

بیضاوی رحمه الله تعالی می گوید : معنی حدیث این است که شما اگر به اندازه ی کوه احد ، طلا را انفاق کنید بازهم به فضل و درجه ی آنها نمی رسید به علت وجود تفاوت در اخلاص و صدق نیت است .(12) ، علاوه بر اینکه نیازها زیاد و آنها هم اندک بودند (13) . همچنین گفته شده  که علت فضل انفاق آنها این است که انفاقشان در فتح اسلام و اعلای دین خدا دخیل بوده است ، و جهادشان نیز چنین حکمی دارد چرا که تعدادو یاری دهندگانش اندک بودند ، کمااینکه بذل جان به همراه امید به زندگی و پیروزی با جنگیدن بدون امید زنده ماندن قابل مقایسه نیست .(14)

 

یکی دیگر از احادیث ، حدیث ابن مسعود رضی الله عنه است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند : (( بهترین مردم ، کسانی هستند که در قرن من زندگی می کنند ، سپس قرن بعدی و بعد از آن قرن بعد )) (15) و دلیل این فضیلت این است که آنها زمانی ایمان آوردند که همه ی مردم کافر بودند ، پیامبر را تصدیق کردند در حالی که مردم تکذیبش می نمودند ، او را یاری و پناه داده و با اموال و جانشان کمکش نمودند ، و همراهش با کفار جنگیده تا اینکه آنها را وارد اسلام نمودند .(16) .

 

یکی دیگر از احادیث ، روایتی است که ابوبرده رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت می کند که فرمود : ستارگان محافظان آسمانند، هرگاه ستارها از بین رفت ، وعده ای که داده شده محقق خواهد شد ، و من محافظ اصحابم هستم وقتی از میانشان رفتم ، اصحابم با آنچه که وعده داده شده مواجه خواهند شد  و اصحابم محافظان امتم هستند ، هرگاه از میانشان رفتند ، امتم با سرنوشت وعده داده شده روبرو خواهند شد )) (17)  که این حدیث اشاره به ظهور فتنه هایی دارد که بعد از عصر صحابه رخ نمود ، فتنه هایی از قبیل انواع بدعت ها و معاصی که در زمین ظاهر شد . (18)

 

امیرمومنان علی رضی الله عنه چه زیبا صحابه را توصیف می کند ، از ابی راکة روایت شده است که گفت : پشت سر علی ، نماز صبح را خواندم ، بعد از سلام ، به جهت راست متمایل شد انگار ناراحت بود ، و تا زمان بالا آمدن خورشید به اندازه ی سر نیزه آنجا بود ،پس گفت : هیچ چیزی شبیه اصحاب محمد صلی الله علیه و سلم نبود ، صبح می کردند در حالی که شکمهایشان از گرسنگی فرو رفته ، غبار گرفته و پریشان موی بودند ، شب را به سجده و قیام و تلاوت کلام الله گذرانده بودند وقتی صبح می کردند ، خدا را یاد کرده و لباسهایشان با اشک خیس می شد  . (19)

 

 

عقاب سخت در انتظار اذیت کنندگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم

از عبدالله بن مغفل مزنی رضی الله عنه روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : الله الله در مورد اصحابم الله الله در مورد اصحابم ( در مورد یارانم خدا را به یاد داشته باشید ) ، بعد از من آنها را آماج حملاتتان قرار ندهید ، پس هر کس آنها را دوست می دارد ، بخاطر حب من آنها را دوست داشته و هر کس از آنها متنفر است بخاطر تنفرش از من ، بغضشان در کینه دارد ، هر کس آنها را اذیت کند ، مرا اذیت کرده وآنکس که مرا آزار رساند ، خداوند متعال را اذیت کرده است ، و هر کس که خداوند را اذیت کند ، به زودی به سزایش خواهد رسید . )) (20) .

 

از ابن عباس رضی الله عنهما روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : هر کس یارانم را ناسزا گوید ، لعنت خداوند و فرشتگان و همه ی مردم بر او باد )) (22) .

 

موضع سلف صالح در مورد صحابه ی کرام

سلف صالح فضیلت صحابه ی کرام را درک کرده و کسانی که سعی در خدشه وارد کردن به مقام صحابه را دارند نکوهش می نمایند . ابن عمر رضی الله عنهما می فرمایند : به اصحاب محمد ناسزا نگویید ، قسم به الله یک ساعت از جایگاه آنها نزد خداوند ، از اعمال تمام عمرتان برتر است .(23)

 

شخصی نزد عبدالله بن مبارک آمده و پرسید : معاویه برتر است یا عمر بن عبدالعزیز ؟ پس گفت : گرد و خاک گلوی معاویه همراه با رسول الله صلی الله علیه و سلم از تمام وجود عمر بن عبدالعزیر بهتر است )) (24)

 

 

مردی نزد امام ابی زرعة رازی رحمه لله آمد و گفت : ای ابازرعة من از معاویه بدم می آید ، ابازرعة گفت : چرا ؟ گفت : چون با علی جنگید ، پس ابازرعة ابراز داشت : در حقیقت پروردگار معاویه ، پروردگاری مهربان است ، و دشمن معاویه هم فردی کریم و بخشنده ، در این بین شما چکاره اید ؟ و چرا خویشتن را وارد قضیه می نمایید . (25).

 

امام احمد رحمه الله تعالی می گوید : هرگاه مردی را دیدی که در مورد یاران رسول الله صلی الله علیه و سلم بد می گوید ، در اسلامش شک کن .(26) و می فرماید : هیچ کس حق ندارد که بدیهایشان را بر زبان جاری ساخته و عیبشان را بیان دارد ، و یا آنها را نکوهش نماید ، پس اگر کسی این کار را کرد بر حاکم واجب است که او را تادیب نموده و در این زمینه گذشت ننماید ، بلکه او را به توبه فرا خواند ، اگر توبه کرد از او پذیرفته شده و اگر بر عملش باقی ماند ، عقوبت شده و تا زمان مرگ یا توبه زندانی می گردد .)) (27) .

 

بشر حافی رحمه الله تعالی می گوید : هر کس یاران پیامبر صلی الله علیه و سلم را ناسزا گوید ، کافر است حتی اگر روزه گرفته و نماز بخواند و خودش گمان برد که از مسلمانان است . بسیاری از نویسندگان مریض القلب در روزنامه ها شان صحابه را پایین می آورند و آن را کوتاهترین راه برای دهن کجی به قرآن و سنت می دانند ، ابوزرعة در این زمینه می گوید : هر گاه شخصی را دیدی که به اصحاب محمد صلی الله علیه و سلم توهین می کند ، بدان که او زندیق است ، بدین خاطر که پیامبر خدا و قرآن حق است و قرآن و سنت نبوی صلی الله علیه و سلم توسط ایشان به ما رسیده است ، بنابراین می خواهند بر گواهان این دو منبع خدشه وارد نمایند تا منجر به ابطال قرآن و سنت گردد ، پس اینان زندیقند . (29)

 

سرخسی رحمه الله تعالی می گوید : هر کس در آنها طعن وارد کند ، او لائیک بوده که به اسلام پشت پا زده ، و در صورت عدم توبه ، با شمشیر مواجه می شود .(30)

 

محمد بن صبیح بن سماک رحمه الله تعالی می گوید : به درستی می دانید که یهود اصحاب موسی علیه السلام را ناسزا نمی گویند ، کمااینکه مسیحیان ، یاران عیسی علیه السلام را هم بدگویی نمی نمایند ، پس ای نادان ، تو را چه شده است که اصحاب محمد صلی الله علیه و سلم را ناسزا می گویی ؟ و کاملا مشهود است که گناهانت را از یاد برده ای چرا که اگر به یاد گناهانت بودی از پروردگار می ترسیدی و در فکر جبران خطاهای خودت می بودی و مطمئنا دیگر وقت متهم ساختن نیکان را نداشتی ، ای کسی که یاران محمد صلی الله علیه و سلم را بد می گویی ، اگر تمام شب را بخوابی و همه ی روزها را افطار کنی ، برایت بهتر خواهد بود از اینکه تمام شب ها را به شب زنده داری سپری کرده و روزها را روزه بگیری و در عین حال در مورد اصحاب بد بگویی ، وای بر تو دیگر شب زنده داری و روزه داری برایت سودی نخواهد داشت ، در حالی که بهترین مردم را مورد تعرض قرار می دهی ، ای نادان استنادت به قول چه افرادی است ،تنها به اقوال نادانانی مانند خودت استدلال می کنی .. .31

 

ابن صلاح رحمه الله تعالی می گوید : امت اجماع دارد بر اینکه همه ی صحابه عادلند ، چه آنهایی که در فتنه واقع شدند و چه کسانی که از آن بدور بودند ،  و اجماع تمام علمای مقبول الرای هم بر این قرار دارد . ( 32)

 

بیان فضائل صحابه در کتب اعتقادی

طحاوی رحمه الله تعالی می گوید : اصحاب پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را دوست می داریم ، و در مورد حبشان دچار افراط نمی شویم ، و از هیچکدام تبری نمی جوییم ، کینه شان را به دل نمی گیریم ، و به ناروا در موردشان سخن نمی گوییم ، و تنها به نیکی از آنها یاد می کنیم ، و باید بدانیم که حبشان از دین و ایمان و احسان است و نفرت داشتن از آنها کفر و نفاق و سرکشی است .( 33) .

حمیدی رحمه الله تعالی می گوید : رحم و شفقت داشتن به نسبت یاران محمد صلی الله علیه و سلم از سنت است ، خداوند عزوجل می فرمایند : ((و [نیز] کسانی که بعد از آنان [=مهاجران و انصار] آمده‌اند [و] می‌گویند: «پروردگارا، بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفتند ببخشای، و در دلهایمان نسبت به کسانی که ایمان آورده‌اند [هیچ گونه‌] کینه‌ای مگذار! پروردگارا، راستی که تو رئوف و مهربانی )) (الحشر:10)بنابراین ما ماموریم که برایشان استغفار نماییم ، و هر کس به آنها ناسزا گوید ، با سنت مخالفت نموده و حقی در فی ندارد ، این قول از مالک بن انس روایت کرده اند .(34) .

 

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله تعالی می گوید : اختلافاتی که بین صحابه ایجاد شده را بازگو نمی نماییم ، چرا که آثار روایت شده در این زمینه ، برخی دروغند ، برخی از آنها مورد دستکاری قرار گرفته است ، و مواردی که در موردشان نقل صحیح دارد ، ما آنها را در آن زمینه معذور می دانیم ، و می گوییم یا آنها مجتهدی بوده اند اجتهادشان درست بوده یا در اجتهاد به خطا رفته اند ، به هر حال در هر دو صورت اجر دارند .. سوابق و فضائل نیک زیادی دارند که باعث آمرزش خطاهایشان شده است ، چرا که حسنات ، خطاها را از بین می برد .. . ثانیا خطاهای آنها در کنار فضائلی که دارند بسیار نادر است ، فضائلی از قبیل ایمان به الله و رسول ، جهاد در راه خدا ، هجرت ، نصرت ، علم نافع ، عمل صالح و .. . و هر کس که در زندگی این بزرگان با بصیرت بنگرد متوجه خواهد شد که آنها بهترین انسانها بعد از پیامبران بوده اند و واقعا بی مانند بوده اند و آنها برگزیدگان بهترین قرن ها بوده اند . ( 35).

 

و در پایان همان چیزی را می گوییم که خداوند متعال بیان فرموده اند : ((و [نیز] کسانی که بعد از آنان [=مهاجران و انصار] آمده‌اند [و] می‌گویند: «پروردگارا، بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفتند ببخشای، و در دلهایمان نسبت به کسانی که ایمان آورده‌اند [هیچ گونه‌] کینه‌ای مگذار! پروردگارا، راستی که تو رئوف و مهربانی))


 نویسنده : د.نایف بن احمد الحمد

قاضی دادگاه عمومی در استان رماح

 

1 الاستیعاب 1/1 
[2] تفسیر القرطبی 1/60 وروی نحوه أبو نعیم فی الحلیة 1/305 من قول ابن عمر رضی الله عنهما . 
[3] العقیدة 1/81 
[4] رواه الطبری 20/2 والبزار وانظر : تفسیر ابن کثیر 3/370 الاستیعاب 1/13تفسیر القرطبی 13/220 وبذلک فسرها سفیان الثوری. کما رواه عنه أبو نعیم فی الحلیة 7/77 وابن عساکر 23/463. 
[5] رواه سعید بن منصور 5/ 435 
[6] رواه عبد بن حمید وابن المنذر . تفسیر ابن کثیر 4/472 الدر المنثور 8/418.
[7] فتح الباری 13/508 . 
[8] رواه أحمد 1/379 والطیالسی (246) بإسناد حسن . 
[9] رواه ابن سعد 1/318 والطبرانی 25/8 قال الهیثمی " رجاله ثقات " المجمع 6/12. 
[10] رواه البخاری (3470 ) ومسلم (2540) واللفظ له . 
[11] شرح مسلم للنووی 16/93 شرح سنن ابن ماجه 1/15 تحفة الأحوذی 10/246 . 
[12] فتح الباری 7/34 . 
[13] عون المعبود 12/269 . 
[14] تحفة الأحوذی 8/338 . 
[15] رواه البخاری ( 2509) ومسلم ( 2533 ) . 
[16] التمهید 20/251 فیض القدیر 3/ 478 . 
[17] رواه مسلم ( 2531 ) . 
[18] تحفة الأحوذی 10/156 فیض القدیر 6/296 . 
[19] رواه أبو نعیم فی الحلیة 1/76 وابن أبی الدنیا فی التهجد وقیام اللیل /272والخطیب فی الموضح 2/330 وابن عساکر 42/492 . 
[20] رواه أحمد 5/54 والترمذی (3862 ) والبیهقی فی الشعب 2/191 وقال الترمذی : ( هذا حدیث غریب لا نعرفه إلا من هذا الوجه ) ا.هـ . 
[21] فیض القدیر 2/98 . 
[22] رواه الطبرانی فی الکبیر 12/142 وفی الدعاء (2108) والخلال فی السنة (833) والقطیعی فی زوائد الفضائل (8) والخطیب فی التاریخ 14/241 من حدیث أنس رضی الله عنه کما رواه الطبرانی فی الکبیر 12/434 والأوسط (7515) وأبو نعیم فی الحلیة من حدیث ابن عمر رضی الله عنهما والحدیث حسنة الألبانی رحمه الله فی الصحیحة (2340) . 
[23] رواه أحمد فی الفضائل 1/57 وابن أبی شیبة 6/405 وابن ماجه (162) وابن أبی عاصم فی السنة 2/484 قال البوصیری فی زوائد ابن ماجه 1/24" هذا إسناد صحیح " . 
[24] رواه ابن عساکر 59/208 وانظر : منهاج السنة 6/227 . 
[25] رواه ابن عساکر 59/141وانظر فتح الباری 13/86 عمدة القاری 24/215.
[26] شرح أصول الاعتقاد للالکائی 7/1252 الصارم المسلول 3/ 1058 
[27] الصارم المسلول 3/1057 العقیدة 1/81 
[28] رواه ابن بطة فی الإبانة /162. 
[29] تاریخ بغداد 38/132 والکفایة /97 . 
[30] أصول السرخسی 2/134 . 
[31] رواه المعافی فی الجلیس الصالح 2/392. 
[32] مقدمة ابن الصلاح /428 . 
[33] عقیدة الطحاوی مع شرحها 2/689 . 
[34] أصول السنة للحمیدی بذیل المسند 2/176 . 
[35] العقیدة الواسطیة / 43 .


 

 

 

 منبع: نوار اسلام
 
موضوعات: دین